تبليغاتX
مینا و عروسکهایش

مینا و عروسکهایش

من , مینا , کلاس اول ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 18:2  توسط مامان افسانه  | 

وبلاگ جدید

بعد از یه مدت طولانی سلام

الآن زیاد وقت ندارم و فقط اومدم بگم که وبلاگ ما به www.mina1375.persianblog.ir  منتقل شد .  

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 18:4  توسط مامان افسانه  | 

چند روزی که گذشت و ...

وای  بخشید که یه کم دیر اومدم آخه مشغول خرید های عید و کمک به مامانی برای خونه تکونی هستم  و وقت ندارم که بیام و این جا بنویسم اما عوضش با چندین عکس و یه پست طولانی اومدم خوش حال

روز یکشنبه به همراه مدرسه به سینمای آموزش و پرورش رفتیم و فیلمی قشنگ به نام انعکاس رو دیدیم .خیلی خوش گذشت و جای شما رو هم خالی کردیم اما خوب مامانی نبود که از من عکس بگیره و اینجا بذاره  این فیلم الآن هم روی پرده سینماست و توصیه می کنم که حتما اون رو ببینید

 

این چند تا عکس هم مربوط به کاردستی های من در زنگ هنر ( در مدرسه ) است که همش کلاژ هست  ببینید و نظر بدید

 کاردستی من

اینا با طرح های عروسکی هستند ستاره

روز یکشنبه هم بعد از اینکه از مدرسه اومدم به موسسه زبان رفتم تا امتحان پایان ترم زبان زبان بدم . خودم فکر می کردم امتحان رو خیلی خوب دادم اما بازم روز چهارشنبه با کلی ترس و استرس  به پارس مکالمه ( همون موسسه ای که توش زبان می خونم )  رفتم تا نتایج امتحان و یک ترمم رو بگیرم و خدا رو شکر نمره ی خوبی هم گرفتم

 

اینم عکس باحجاب من برای کارت ورود به آزمون  

دوشنبه هم برای خرید لباس عید به ولیعصر رفتیم و چند تکه لباس برای عید خریدیم  اما خوب هنوز خریدمون تموم نشه  و باید چند قلم جنس دیگه هم بخریم  ولی عکس همین ۲ لباس رو هم می ذارم . اما بازم به قول نوشین جون  ( مامان هستی ) با لباسام عکس نینداختم  تا تو ایام عید که عکسام رو می ذارم تکراری نباشند

یک کفش و یک دست بلوز دامن و یه کت که شلوارش رو هفته ی دیگه قراره بگیرم

این برچسب رو هم برای روی در اتاقم گرفتم که تا اومدم خونه به در چسبوندمش

 

نوزدهم اسفند ماه هم آزمون بنیه علمی در سراسر مدارس ( مقطع راهنمایی ) برگزار می شه که من هم دارم خودم رو برای این امتحان آماده می کنم در این آزمون از کلیه دروس سوال داده می شه

 

این هم از برنامه مواد این آزمون

 

 اینم یه بسته مگ مغناطیسی هدیه مامان و بابا به خاطر کارنامه ام که به سفارش مامان دایی جون زحمت کشیدند و از قشم آوردند

پی نوشت ۱: فیلم قابهای خالی با بازیگری ترلان جون در حال پخش از شبکه ۲ سیما است ( روز های جمعه ساعت ۲۰/۲۱ ) اگه دوست داشتید تماشا کنید . خیلی فیلم جالبیه

پی نوشت ۲ : بازم از نوشین جون ( همون مامان هستی جون ) تشکر می کنم که خیلی منو برای نوشتن مطالب در وبلاگ راهنمایی می کنند

بعدا نوشت : از خاله آرزو ( مامان آرش جون ) ممنونم که از امروز از ساعت ۱۲:۱ برای وبلاگ من آمارگیر طراحی کردند

" امیدوارم روز های خوبی رو همراه با سلامتی سپری کنید "

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 13:32  توسط مامان افسانه  | 

ولنتاین و کاردستی

  حالا دیگه وقت نوشتن ماجرا های این سه چهار روزه ...                                                              خوب روز سه شنبه که به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی تعطیل بود رو توی خونه گذروندیم اما شب به خونه ی خاله هنگامه رفتیم و شب خوبی رو گذروندیم .  روز چهار شنبه رو هم مشغول درس خوندن و درست کردن ماکت ورزشی بودم آخه باید برای گرفتن ۵ نمره کار عملی ورزش یه ماکت ( از هر ورزشی که دوست داریم البته به جز فوتبال و بیلیارد ) درست می کردیم  یه کم طول کشید آخه باید عروسک های اون رو با استفاده از خمیر درست می کردیم  یعنی باید یه صحنه واقعی میساختیم . من هم اسکی رو انتخاب کردم و با کمک مامان یه ماکت قشنگ درست کردیم و اون رو داخل نمایشگاه گذاشتیم عکسشو می ذارم تا ببینین و نظر بدین روز پنج شنبه هم بعد از ظهر به بازار رفتیم و یه مقدار وسایل خریدیم

 و اما روز ولنتاین ...

همین طور که می دونید ولنتاین که بعضی آن را به نام روز عشق ها می شناسند روزی است که مردم با دادن شکلات و هدیه عشق خود را به یکدیگر ثابت می کنند . من هم امسال برای روز ولنتاین از مامان و بابا یک اردک کوچولو که کوک کوک می کنه کادو گرفتم عکسش رو هم براتون گذاشتم

کادوی ولنتاین

خیلی این اردک کوچولو رو دوست دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 11:54  توسط مامان افسانه  | 

پارک آزادگان

روز جمعه با زندایی زهرا و دختر خاله ها به پارک آزادگان رفتیم . خیلی خوش گذشت  و تو این هوای سرد بستنی هم خوردیم از بس هوا سدر بود مجبور شدم شال سرم کنم آخه کلاهم رو خونه  مادر جون جا گذاشته بودم .  راستی این چند تا عکس رو هم داخل وسائل ورزشی و بازی گرفتم .

 

این عکس رو با یه ژست عادی گرفتم

 اینم یه عکس از متین شیطون که توی مطلب های قبلی معرفی اش کرده بودم .

 اینم بنده در قلعه

پی نوشت ۱ : ترم AL2A رو در زبانکده پارس مکالمه می گذرونم و هفته ی دیگه امتحان پایان ترم دارم خیلی درس می خونم . امیدوارم نمره ی خوبی بیارم

پی نوشت ۲ : روز ولنتاین رو پیشاپیش به همهی دوستانم تبریک می گم .

روز عشق را به همه ی عاشقان این کره ی خاکی تبریک عرض می کنم و امیدوارم همواره عاشق و  تندرست باشید ...  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 21:34  توسط مامان افسانه  | 

کودکی

سلام چند وقته که بهانه ای برای یک آپ جدید ندارم اما حالا با چند عکس از سال های گذشته اومدم .

مینا و همکلاسی هایش در کلاس پنجم ب به همره معلم مهربونش خانوم خضری

  

نوروز ۱۳۸۱ در مهد فرهنگ

نوروز ۱۳۸۰ در خانه دوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 20:44  توسط مامان افسانه  | 

غزه در خون و آتش

هم اکنون غزه کربلاست و اسرائیل یزید .

غزه بعد از ۵/۱ سال محاصره و پس از ۳۲ روز مقاومت سرانجام نتیجه ی پایداری های خود را دید و به آرامش رسید . اگر چه غزه با دادن بیش از ۱۵۰۰ نفر شهید و ۵۰۰۰ زخمی به پیروزی رسید اما چه کسی جواب این همه آتش و خون را خواهد داد ؟ آیا اسرائیل به هدف خود رسید ؟ اما نمی دانم جواب این سوالات دشوار را چه کسی خواهد . هر انسانی با دیدن این همه رنج و پایداری ملت غزه دلش به درد می آید ؟ آیا این چنین نیست !!

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 21:49  توسط مامان افسانه  | 

دوستان اینترنتی

سلام دوستان !

چند تا عکس از دوستانم که اسم وبلاگشونو تو

پیوند ها براتون گذاشتم و اولین عکسانی هستند که هم سن و سال خودم هستند و وبلاگ های قشنگی هم دارند میذارم . پیشنهاد می کنم که به وبلاگشون سر بزنین . ببینید چقدر نازن !

 مهسا جون !

صهبا جون  !

نسیم جون ! 

 

 شقایق جون !

 ترلان جون ( بازیگر صدا و سیما )

 

ارمیتا جون ( بازیگر صدا و سیما )

هستی جون !

دنیا جون !

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 10:44  توسط مامان افسانه  | 

تولد متین

چند روز پیش تولد متین بود . متین ... پسر دائیمه ... تو اصفهان زندگی می کنه . اما امسال تولدشو تو شیراز گرفت . خیلی خوش گذشت . چند تا عکس از تولد متین رو براتون می ذارم .

 اینم کیک تولدشه که خیلی زیبا طراحی شده بود ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 10:44  توسط مامان افسانه  | 

مینا

مینا

 /minā/

معانی :

- پرنده‌اي شبيه سار با پرهاي رنگارنگ كه به راحتي قادر به تقليد صداي انسان و حيوانات است، مرغ مقلد، مرغ مينا؛

- (در گياهي) گلي معمولاً سفيد با گلچه‌هاي گل برگي كه انواع گوناگون دارد؛

- (در گياهي) گياه يك ساله و بوته‌ايِ اين گل با برگ‌هاي دندانه دار؛

- (در صنايع دستي) لعاب شيشه‌اي شفاف و رنگي كه براي تزئين فلزات و كاشي مورد استفاده قرار مي‌گيرد؛

- نوعي شيشه رنگي به ويژه سبز كه از آن انواع ظروف مي‌سازند؛

- (در قديم) ظرفي كه از اين شيشه ساخته مي‌شود؛

- (در قديم) (به مجاز) شراب؛

- (در قديم) كيميا.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 10:42  توسط مامان افسانه  | 

 
< http://night-skin.com/upload/images/8sdkzpzty8uil0w7e5cc.jpg قالب و كدهاي جاوا